|
خلاصه اي از
زندگينامه ي شهيد :
شهيد بزرگوار 1337 در يك
خانواده ي كارگر و مستضعف و مذهبي چشم به جهان گشود .
در كنار درس در دوچرخه سازي مشغول كار شده سال 57 به
سربازي رفت . بعد از انقلاب به خدمت كميته وعضويت
سپاه در آمد در جنگ تحميتي در يكي از گردان هاي تيپ 25
كربلا در عمليات ها رشادت هايي از خود نشان داد .در
آبان 66 در تيپ 75 به عنوان مسُول آموزش تاكتيك مشغول
شد.در آزادسازي شلمچه رشادت هايي انجام داد.در
تاريخ3/5/1367 در گيلانغرب در كمين دشمن و 5/5/1367 به
دست افراد منافق و بي شرم شكنجه شد و چشمانش را از
حلقه در آوردند و به شهادت رساندند.
قسمتي از وصيت
نامه ي شهيد :
امت حزب الله رزمندگان
عزيز زمان ايثار است زمان جهاد است و شهادت كه اين
نعمت خداوندي بر بندگان صالح مي باشد عزيزان ودوستان
بايد تا سر حد جان وتا آخرين قطره ي خون ثابت كنيم و
به قوانبن الهي مومنيم و بهشت بدون دوزخ قول خداوند
بزرگ است و تخلفي در آن نيست واي و هزاران واي بر ما
كه خداي نكرده از آن گروه و دسته اي باشيم كه سرنوشت
آنها مانند خوارج است.
خاطره اي كوتاه از دوستان شهيد :
وقتي وارد اسلام آباد غرب شديم جايگاه و مقرّ خود را
مشخص كرديم و به اتفاق شهيد طاطيان و چندين ديگر به
شناسايي منطقه پرداختيم . هنوز از پل شناسايي دوم چند
قدمي بيشتر بر نداشتيم كه متوجه شديم در محاصره ي
منافقين قرار گرفتيم .هيچ امكان گريزي نبود همه ناراحت
و نگران بوديم چيزي نگذشت كه هلي كوپتري در منطقه
نمايان شد و گرد و غبار همه جا را فرا گرفت . ما به
اشاره يكي از دوستان در خاليكه هلي كوپتر به زمين مي
نشست از موركه گريختيم و در اطراف موضع گرفتيم . امّا
شهيد نتوانست از اين معركه جان سالم به در ببرد . وي
را داخل هلي كوپتر بردند و با فجيع ترين رفتار شكنجه
كردند و تكه هاي جسد او را به بيرون پرتاب كردند. |